تبلیغات
" سرزمین اشنایی " - همان طور که نمی دانید گدایان نازنین در نوع خودشان، گونه های متفاوتی دارند که در اینجا نام انواع آنها را عرض می کنیم.
میشه مثل یه قطره اشك بعضیا رو از چشمت بندازی .... ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشكی رو بگیری كه با رفتن بازیا از چشمت جاری میشه
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

همان طور که نمی دانید گدایان نازنین در نوع خودشان، گونه های متفاوتی دارند که در اینجا نام انواع آنها را عرض می کنیم.

1- گدای خردسال 2- گدای نوجوان 3- گدای جوان 4- گدای سالخورده 5- گدای نر 6- گدای ماده 7- گدای واقعی و بی چیز 8- گدای دروغین و میلیونر 9- گدای سالم و سر حال 10- گدای علیل و از کار افتاده کور و کچل و چلاق و شل 11- گدای تحصیل کرده 12- گدای بی سواد و عامی 13- گدای پر رو و سمج 14- گدای خجالتی 15- گدای قانع 16- گدای پر توقع 17- گدای ایرانی 18- گدای خارجی 19- گدای دو رگه 20- گدای مسافر 21- گدای نسخه به دست 22-گدای از قلم افتاده


بله گداها (ماشاءا… هزار ماشاءا…) از تنوع خوبی برخوردارند! فلذا درود می فرستیم به روان پاک بزرگانی که زحمت کشیده؛ این همه گدا تولید و تکثیر کرده اند و سر بار جامعه نموده اند؛ دستشان درد نکند خیلی از این لطفشان ممنون هستیم !


در اینجا با چند تن از آنها که به حرفه شریف و پر زحمت گدایی اشتغال دارند به گفتمان می نشینیم و علت گدایی کردن آنها و اینکه اساساً چرا شغل گدایی برگزیده اند را از محضر نازنینشان جویا می شویم.


- سلام گدا جان؛ ممکنه بفرمایید چرا گدایی می کنید؟
- بله عرض کنم من برای پسرم زن گرفتم؛ هزینه سنگین ازدواج او منو به گدایی انداخت؛ مضافا که پسرم کار پیدا نکرد؛ حالا باید زندگی خانواده خودم و اونو اداره کنم. خب دیگه…! ابوالفضل یارت؛ بده در راه خدا!


--

- ببخشید جناب گدای بعدی؛ میشه بگید جنابعالی چرا تکدی گری را انتخاب کرده اید؟
- راستش من وضع مالیم خوب بود پسر و دخترم دانشجوی دانشگاه آزاد شدند و در نتیجه من به گدایی افتادم! دست خودم نبود!! به قول شاعر گفتنی: «کار من دست خودم نیست! دیگه آروم نمی گیرم!»

--

- گدای عزیز شما بفرمایید: گدایی چرا؟
- عرض کنم: من زنم از بس با چشم و هم چشمی، هر چه دیگرون خریدند اونم باید می خرید؛ حال و روزم این شد که می بینی. مجبور شدم گدایی پیشه کنم!

--

- شما گدای ارجمند چرا گدایی؟
- عرض کنم: من توی پیاده رو حالم بد شد نشستم کنار دیوار تا نفسی تازه کنم؛ چند دقیقه ای خوابم برد. بیدار که شدم دیدم خدا بده برکت!! مردم کلی پول برام ریخته ومی ریزند؛ فهمیدم چه کاری راحت تر و بهتر از این! استارت زدم و گدایی را از اونجا شروع کردم. واقعا می صرفه از کارم راضیم!

--

- گدا جان چرا گدایی می کنی؟
- من راستش وضع مالیم بد نبود؛ اما از بس چپ و راست برام مهمان می اومد مهمانهای نازنین زحمت کشیدند و آخر منو به گدایی انداختند! دستشون درد نکنه !

--

- خب گدای نمی دونم چندمی؛ ممکنه بفرمایید شما چرا گدایی می کنید؟
- بله؛ راستش من رفتم برای یک نیازمند پول جمع کنم تا بلکه مشکلش حل شود، بعد دیدم گدایی شغل راحت و پر درآمدیه؛ دیگه ادامه اش دادم. حیفم آمد ولش کنم! بسیار خوب! خب موفق باشی !

--

- و شما ای حضرت والا چرا گدایی می کنید؟
- حقیقت اینکه من همسرم عمرش داد به شما ومن بدبخت از هزینه کفن و دفن، مراسم ختم، خرید قبر، سنگ قبر و پذیرایی از مهمان ها ورشکست شدم مجبور شدم گدایی کنم!

--

- ببخشید گدا خانم؛ چرا گدایی را انتخاب کرده اید؟
- چون گدایی اگه ننگ نباشه، گنجه!

--

- گدای چندمی؛ خسته نباشید! بزرگوار … چرا گدایی می کنی؟
- راستش من زن بیمارم یک ماه توی بیمارستان بستری بود، هزینه سنگین دارو، دکتر و بیمارستانش منو به گدایی انداخت.

--

- شما چرا گدایی می کنید؟
- دلم می خواد! خیلی هم خوشم میاد؛ به کسی هم مربوط نیست!

--

- گدا جان چرا گدایی می کنید؟
- برای اینکه یه وقت خدای ناکرده محتاج خلق خدا نشم! عمرا خوش ندارم منت کسی سرم باشه! بدین لطفاً در را ه خدا؛ الهی خیر ببینی! الهی…


خب با آرزوی موفقیت برای گدایان نازنین، گزارش را پایان برده شما را به خدای بزرگ می سپاریم .

انواع گداها - طنز



نوشته شده توسط :شبگرد تنها
دوشنبه 9 فروردین 1389-10:41 قبل از ظهر
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.