تبلیغات
" سرزمین اشنایی " - بیقرار
میشه مثل یه قطره اشك بعضیا رو از چشمت بندازی .... ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشكی رو بگیری كه با رفتن بازیا از چشمت جاری میشه
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

بیقرار

اون که یک وقتی تنها کسم بود

 تنها پناه دل بی کسم بود

تنهام گذاشت و رفت از کنارم

از درد دوریش من بیقرارم

خیال میکردم پیشم میمونه

ترانه عشق واسم میخونه

خیال میکردم یک همزبونه

نمیدونستم نا مهربونه

با اینکه رفتش

اما هنوزم از داغ عشقش دارم می سوزم

فکر و خیالش همش با هامه

هرجا که میرم جلو چشامه

دلم میخواد تا دووم بیارم

رو درد دوریش مرهم بذارم

ما نمیشه

راهی ندارم

نمیتونم من طاقت بیارم

 

 



نوشته شده توسط :شبگرد تنها
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389-06:27 بعد از ظهر
نظرات() 

سونامی
پنجشنبه 23 اردیبهشت 1389 11:43 قبل از ظهر
خدا همه ی ما را بیامرزد
یه وقتهایی شدیدا دچار درگیری میشویم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.