تبلیغات
" سرزمین اشنایی " - چیستان و معما .....
میشه مثل یه قطره اشك بعضیا رو از چشمت بندازی .... ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشكی رو بگیری كه با رفتن بازیا از چشمت جاری میشه
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

چیستان و معما .....

1.دختر پادشاهی از پدر خود میخواهد، كه او را تنها به كسی شوهر دهد كه بتواند به پرسشهای منظوم او پاسخ گوید، بزرگان و امیرزادگان، همه از پاسخ گفتن درمی مانند و سرخود رادر این راه برباد میدهند. تا آنكه دلاك كچلی در پاسخگویی به پرسشهای دختر پادشاه توفیق حاصل می كند. پرسشهای آن دختر چنین بود:
من اگر آهوی شده به كوهها بگریزم، چه می كنی؟ 2- من اگر مشتی دانه شده، برزمین ریختم، چه می كنی؟ 3- من اگر گُلی شده بر كوهها رُستم، چه می كنی؟ 4- من اگرسیبی شده به درون صندوقی رفتم، چه می كنی؟ پاسخ آن دلاك كچل چه بود؟


2.خویشاوندی  

دو مرد نسبت به هم، دایی وخواهر زاده اند. یعنی اولی دایی دومی و خواهر زاده اوست، دومی نیز دائی اولی و خواهرزاده وی می باشد. چطور چنین چیزی ممكن است؟


3.جهانگردی

جهانگردی توسط قبیله ای وحشی دستگیر شد. اما به او اجازه داده شد تا جمله ای بگوید.ولی بدین شرط كه اگر جمله او صحت داشته باشد او را در روغن جوشان بسوزانند و اگر غلط باشد، با تیرزهرآگین مورد هدف قرار دهند. جهانگرد هوشیار با كمی فكر پاسخ داد كه موجب نجات او از مرگ شد. به نظر شما پاسخ او چه بود؟

 


1.شوهر کردن دختر پادشاه
دلاك كچل نیز پرسشهایی مطرح كرد كه این پرسشها در حقیقت، پاسخ پرسشهای آن دختر بود. او پرسید 1- اگر من سگی شده آهو را گریزاندم، چه می كنی؟ 2- اگر من خروسی شده دانه ها را برچیدم چه می كنی؟ 3- اگر من باغبان خردسالی شده، گل را چیدم، چه می كنی؟ 4- اگر من دامادی شده، سیب را خوردم و بدن ترا در آغوش گرفتم چه می كنی؟ همینكه پسرك دلاك این جمله را برزبان راند، دختر پادشاه فریادی كشیده و گفت: آی دایه ها، معمای مرا پیدا كردند و او را به پسر دلاك دادند

2.خویشاوندی
هر چند كه این نوع خویشاوندی به ندرت اتفاق می افتد، ولی غیر ممكن نیست. دو مرد را در نظر می گیریم كه زنشان فوت كرده وهر كدام یك دختر دارند. اولی دختر دومی را به عقد خود در می آورد و دومی نیز دختر اولی را به زنی می گیرد و آن دو پدر زن یكدیگر و در عین حال داماد هم محسوب می شوند. هر كدام از آنها صاحب پسری می شوند. اگر كمی فكر كنیم، متوجه خواهیم شد كه هر یك از این دو پسر نسبت به دیگری هم دایی محسوب می شوند و هم خواهر زاده .

3.جهانگردی
 
 «با تیر زهرآگین مورد هدف قرار می گیرم» و بدین ترتیب از مرگ رهایی یافت
 


نوشته شده توسط :شبگرد تنها
جمعه 29 مرداد 1389-03:17 بعد از ظهر
نظرات() 

اشک تنهایی
سه شنبه 1 فروردین 1391 08:18 بعد از ظهر
سلام سال نو مبارک

سالی پر از شادی را برایت آرزو میکنم
سونامی
شنبه 30 مرداد 1389 09:16 بعد از ظهر
سلام
خوشحالم که مجدد برگشتین
...
قالب وبلاگتون مشکل داره.
مطلب ها به هم ریخته است
...
پاسخ شبگرد تنها : mamnun doste gherami..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر